درس های مهم برای عموم امت                                              (آماده است)

04-06درس های مهم برای عموم امت(سورة الزلزلة و العاديات و القارعة)

Study Duration
14 Min

متن درس:

{ تفسیر سوره­ ی زلزال، و این سوره، مدنی است }

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿١﴾ وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿٢﴾وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿٣﴾ يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا ﴿٤﴾ بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا ﴿٥﴾ يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ﴿٦﴾فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ﴿٧﴾ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿٨

بسم الله الرحمن الرحيم

هنگامی که زمین سخت به لرزه در انداخته می شود ﴿١﴾ و زمین (از هم می شکافد و گدازه های درونی و دفینه ها و مرده ها، و همه ی) سنگینیها و بارهای خود را بیرون می اندازد (و به گونه ی دیگری در می آید) ﴿2﴾ و انسان می گوید: زمین را چه شده است؟ ﴿3﴾ در آن روز (که سرآغاز قیامت است) زمین خبرهای خود را بازگو می کند (و به زبان قال یا حال خواهد گفت که چه چیزهائی بر آن گذشته است) ﴿4﴾ (این احوال و اقوال زمین) بدان سبب است که پروردگار تو بدو پیام می دهد (که چه بشود و چه بگوید) ﴿5﴾ در آن روز، مردمان (از گورهای خود) دسته دسته و پراکنده بیرون می آیند (و رهسپار صحرای محشر می شوند) تا کارهایشان بدیشان نموده شود و (نتیجه ی اعمالشان را ببینند) ﴿6﴾ پس هرکس به اندازه ی ذرّه ی غباری کار نیکو کرده باشد، آن را خواهد دید (و پاداشش را خواهد گرفت) ﴿7﴾ و هرکس به اندازه ی ذرّه ی غباری کار بد کرده باشد، آن را خواهد دید (و سزایش را خواهد چشید) ﴿8﴾ 

( 1 ــ 2 ) الله تعالی از آنچه در روز قیامت اتفاق خواهد افتاد، خبر می­دهد و اینکه زمین آن قدر خواهد لرزید و خواهد لرزید تا جایی که هر چه ساختمان و بلندی روی آن است، سقوط می­کند. کوه­ها متلاشی شده و تپه­ها با خاک یکسان می­شوند و زمین همانند دشتی هموار در می­آید که هیچ گونه پستی و بلندی در آن مشاهده نمی­شود، ( و أخرجت الأرض أثقالها : و زمین سنگینی­ها و بارهای خود را بیرون می اندازد )؛ یعنی: هر آنچه از مردگان و گنج­ها که در دل خود دارد، خارج می­کند.

( 3 ) (و قال الإنسان : و انسان می­گوید): هنگامی که آن حادثه­ی بزرگی را که برای زمین روی داده است، می­بیند، می­گوید: (ما لها : آن را چه شده است )؛ یعنی: چه حادثه­ای برایش اتفاق افتاده است؟!

( 4 ــ 5 ) ( یومئذ تحدث أخبارها : در آن روز، زمین خبرهایش را بازگو می­کند )، یعنی: بر کسانی که بر روی زمین اعمال خیر و شر انجام داده­اند، شهادت می­دهد؛ زیرا زمین نیز از جمله­­ی شاهدانی است که بر اعمال بندگان، شهادت می­دهند، ( بأنّ ربّک أوحی لها : به این خاطر است که پروردگارت به آن وحی می­کند )، یعنی: به او دستور می­دهد که از آنچه در روی او انجام گرفته، خبر دهد؛ او نیز نافرمانی الله را نمی­کند و از آنچه که مردمان بر پشت او انجام داده­اند، خبر می­دهد.

( 6 ) ( یومئذ یصدر الناس : در آن روز، مردمان بیرون می­آیند )، یعنی: در روز قیامت، زمانی که الله بین آنها داوری می­کند، ( أشتاتا : پراکنده پراکنده )، یعنی: گروه­های پراکنده، ( لیروا أعمالهم : تا اعمال خود را ببینند )، یعنی: تا الله کارهای نیک و بدی را که انجام داده­اند به آنها نشان دهد، و جزای کارهایشان را نیز به آنها نشان دهد.

( 7 ــ 8 ) ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره : هر کس ذره­ای نیکی انجام داده باشد، آن را خواهد دید، و هر کس ذره­ای بدی انجام داده باشد، آن را خواهد دید )، این مسأله در مورد خیر و شر، عام بوده و شامل هر دو می شود؛ زیرا وقتی که او تعالی حقیرترین اشیاء را دیده و بر اساس آنها جزا می­دهد، پس مسائلی که از آنها بالاتر است، از باب اولی به خاطر آنها جزا می­دهد؛ چنان که می­فرماید: ( يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا : روزی که هر کسی آنچه را از نیکی انجام داده است حاضر و آماده می بیند (و مایه ی سرور او می شود) و دوست می دارد کاش میان او و آنچه از بدی انجام داده است فاصله ی زیادی می بود )، و می­فرماید: ( وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا : و آنچه را که انجام داده­اند، حاضر می­یابند )، و این ترغیب برای انجام اعمال خیر است، هر چند که کم باشند، و ترساندن از انجام اعمال شر است، هر چند که کم باشند.

۞۞۞

{ تفسیر سوره­ی عادیات، و این سوره، مکی است }

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا ﴿١﴾ فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا ﴿٢﴾ فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا﴿٣﴾ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا  ﴿٤﴾  فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا ﴿٥﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ ﴿٦﴾ وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ ﴿٧﴾ وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ﴿٨﴾  أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ ﴿٩﴾ وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ ﴿١٠﴾ إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ ﴿١١﴾

بسم الله الرحمن الرحيم

سوگند به اسبان تازنده ای که (به سوی میدان جهاد) نفس زنان پیش می روند! ﴿١﴾ آن اسبانی که (بر اثر برخورد چخماق سمهایشان به سنگهای سر راه) جرقّه ها برمی افروزند. ﴿2﴾همان اسبانی که بامدادان (بر سپاهیان دشمن) یورش می برند. ﴿3﴾ و در آن، گرد و غبار زیادی را برمی انگیزند. ﴿4﴾ و بامدادان به میان جمع (دشمنان) می تازند. ﴿5﴾ (به چنین اسبانی سوگند که) انسان نسبت به پروردگار خود بسیار ناسپاس و حق ناشناس است. ﴿6﴾ خود انسان نیز بر این معنی گواه است (و می داند ناسپاس و حق ناشناس است). ﴿7﴾ و او علاقه ی شدیدی به دارائی و اموال دارد. ﴿8﴾ آیا این انسان (ناسپاس و دلباخته ی دارائی) نمی داند: هنگامی که آنچه در گورها است بیرون آورده می شود (و مردگان زنده می گردند).﴿9﴾ و هنگامی که آنچه در سینه ها (از کفر و ایمان و نیّت خوب و بد) است (از میان دفاتر اعمال) جمع آوری می گردد و به دست می آید ﴿10﴾ در آن روز بدون شکّ پروردگارشان (از احوال آنان و اعمال ایشان) بسیار آگاه است (و پاداش و کیفرشان را می دهد؟) ﴿11﴾

( 1 ) الله تبارک و تعالی به اسب قسم می­خورد، به خاطر نشانه­های حیرت آور و نعمت­های آشکار الله که در آن وجود دارد و برای همه معلوم است. الله تعالی در موردی به اسب قسم خورده است که در آن مورد، دیگر حیوانات نمی­توانند کارآیی او را داشته باشند. می­فرماید: ( والعادیات ضبحا : سوگند به اسبان تازنده­ای که نفس زنان پیش می­روند )؛ یعنی: به گونه­ای می­تازد که هنگام شدت تاختش، صدای نفسش در سینه­اش شنیده می­شود.

( 6 ) الله قسم می­خورد که ( إن الإنسان لربّه لکنود : انسان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است ): یعنی مانع از خیری است که الله بر گردن او دارد. طبیعت انسان چنین است که به او اجازه نمی­دهد حقوقی را که بر گردن دارد، به صورت کامل ادا کند. بلکه این گونه است که کسل بوده و او را از ادای حقوق مالی و بدنی که بر گردن دارد، منع می­کند؛ جز کسی که الله او را هدایت فرموده و توفیقش داده که حقوق را ادا نماید.

( 7 ) ( و إنه علی ذلک لشهید ): یعنی: انسان خود نیز بر منع کردن از خیر و کفران نعمتی که در او وجود دارد، شاهد است و آن را انکار نمی­کند؛ زیرا مساله­ای واضح و عیان است. همچنین ضمیر در (إنّهُ) ممکن است به الله تعالی بازگردد، یعنی: بنده، نسبت به پروردگارش ناشکر است، و الله نیز بر این مساله، گواه است؛ در این صورت، تهدید و وعید شدید برای کسی که نسبت به پروردگارش ناشکر است، می­باشد که الله بر این ناشکری­اش گواه است.

( 8 ) ( و إنّه : و او ): یعنی انسان، ( لحبّ الخیر لشدید ) یعنی: بسیار مال دوست است و محبتش نسبت به مال، دلیلی است که او را مجبور به ترک حقوقی می­کند که بر گردن دارد. شهوت نفسانی­اش را بر رضایت پروردگارش ترجیح می­دهد. همه­ی اینها به خاطر کوته نظری او نسبت به این دنیا و غفلت از آخرت است.

( 9 ــ 10 ) به همین خاطر با تشویق او به ترسیدن از روز قیامت می­گوید: ( أفَلا یعلم )، یعنی: آیا این فریب خورده، نمی­داند ( إذا بعثر ما فی القبور ): هنگامی که الله، مردگان را از قبرهایشان برای حشر و نشر، خارج کرد، ( و حصّل ما فی الصدور ) آنچه از خیر و شر که در دل­ها پنهان است، ظاهر و عیان شد، و رازها، آشکار و باطن، ظاهر شد، و نتیجه­­ی اعمالشان در مقابل بندگان عیان شد.

( 11 ) ( إنّ ربّهم بهم یومئذ لخبیر )، یعنی: بر اعمال ظاهر و باطن و مخفی و آشکار آنها مطلع بوده و با آن اعمال، بدیشان جزا خواهد داد. او با اینکه همیشه نسبت به بندگانش مطلع است، اما این وقت خاص را بیان کرده است؛ زیرا منظور از این، پاداش دادن به اعمال است که ناشی از علم و اطلاع الله می­باشد.

۞۞۞

{ تفسیر سوره­ی قارعه، و این سوره، مکّی است }

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ

الْقَارِعَةُ ﴿١﴾ مَا الْقَارِعَةُ ﴿٢﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿٣﴾ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿٥﴾ فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ﴿٦﴾ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ ﴿٧﴾ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ﴿٨﴾ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ﴿٩﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ﴿١٠﴾ نَارٌ حَامِيَةٌ ﴿١١﴾

بسم الله الرحمن الرحيم

بلای بزرگ! (۱) بلای بزرگ چیست و چگونه است؟! (۲) تو چه می دانی بلای بزرگ چیست و چگونه است؟! (۳) روزی است که مردمان، همچو پروانگانِ پراکنده (در اینجا و آنجا حیران و سرگردان) می گردند. (۴) و کوهها، همسان پشمِ رنگارنگِ حلّاجی شده می شوند. (۵) کسی که ترازوی (حسنات و نیکیهای) او سنگین باشد. (۶) او در زندگی رضایت بخشی بسر می برد. (۷) و امّا کسی که ترازوی (حسنات و نیکیهای) او سبک شود. (۸) مادرِ (مهربان) او، پرتگاه (ژرف دوزخ) است (و برای در آغوش کشیدن او، دهان خود را به سویش باز کرده است). (۹) تو چه می دانی، پرتگاه دوزخ چیست و چگونه است؟! (۱۰) آتش بزرگ بسیار گرم و سوزانی است. (۱۱)

( 1 ــ 3 ) ( القارعة ) از اسم­های روز قیامت است. به این نام نامیده شده زیرا با سختی­هایش مردم را کوبیده و آنها را به اضطراب می­اندازد. به همین خاطر با گفتن: ( القارعة، ما القارعة، و مآ أدراک ما القارعة )، حال این روز را بزرگ و عظیم دانسته است.

( 4 ) ( یوم یکون الناس : روزی که مردم ) از شدت ترس و وحشت ( کالفراش المبثوث : مانند حشرات پراکنده هستند ): یعنی: مانند ملخ­های پراکنده­ای هستند که در یکدیگر می­لولند، و منظور از «فراش»، حیواناتی است که شب هنگام، در یکدیگر لولیده و نمی­دانند کدام طرف بروند، و وقتی که آتشی افروخته شود، به خاطر ضعف ادارکشان، به سمت آتش می­روند. این حال مردمی است که دارای عقل هستند.

( 5 ) اما کوه­های سخت و محکم ( کالعهن المنفوش ): مانند پشم نرمی در خواهند آمد که چنان ضعیف است که با کوچک­ترین بادی، از جای خود به پرواز در می­آید. او تعالی می­فرماید: ( وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ : کوه­ها را می بینی و آنها را ساکن و بی حرکت می پنداری، در حالی که کوه­ها مانند ابرها در سیر و حرکت هستند )، و بعد از آن مانند گرد و غبارهای پراکنده در هوا شده، از بین رفته و از آنها چیزی که قابل مشاهده باشد، باقی نمی­ماند. آن موقع، میزان­ها برپا شده و مردم به دو گروه تقسیم می­شوند: اهل سعادت و اهل شقاوت.

( 6 ــ 7 ) ( فأمّا من ثقلت موازینه ): یعنی کسی که حسناتش بر سیئاتش رجحان یابد، ( فهو فی عیشة راضیة ): در جنات نعیم است.

( 8 ــ 11 ) ( و أمّا من خفّت موازینه : کسی که میزانش سبک باشد )، یعنی حسناتی نداشته باشد که در مقابل سیئاتش قرار گیرند، ( فأمّه هاویة )، یعنی: جایگاه و مسکن او آتشی است که یکی از نام­های آن، هاویه است، که همانند مادرش، ملازم او خواهد بود، چنان که او تعالی می­فرماید: ( إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا : چرا که عذاب آن، جدا نمی گردد )، و گفته شده معنی آن، این است که با سر در آتش انداخته می­شود. ( و ما أدراک ما هیه : و تو نمی­دانی که آن چیست )، و این برای بزرگ دانستن امر است. سپس آن را با این گفته­اش تفسیر می­کند: ( نار حامیة )، یعنی: دارای حرارت شدید، که دمای آن هفتاد برابر دمای آتش دنیاست. از آن به الله پناه می­بریم.

۞۞۞

Text Lessons

#1

درس اول:تفسیر سوره هایی از قرآن

#2

01مقدمه و رفتار گذشتگان نیک ما با قرآن

#3

02درس های مهم برای عموم امت(سوره ی فاتحه)

#4

03درس های مهم برای عموم امت(آیة الكرسي)

#5

04-06درس های مهم برای عموم امت(سورة الزلزلة و العاديات و القارعة)

#6

07-09درس های مهم برای عموم امت(سورة التكاثر و العصر و الهمزة)

#7

10-12 درس های مهم برای عموم امت(سورة الفيل و قريش و الماعون)

#8

13-16درس های مهم برای عموم امت(سورة الكوثر و الكافرون و النصر و المسد)

#9

17-19درس های مهم برای عموم امت(سورة الإخلاص و الفلق و الناس)

#10

ارکان اسلام

#11

ارکان ایمان

#12

20 اقسام توحید و اقسام شرک

#13

احسان

#14

21 شروط نماز

#15

ارکان نماز

#16

واجبات نماز

#17

بیان تشهّد

#18

سنت­های نماز

#19

مبطلات نماز

#20

شروط وضو

#21

فرض­های وضو

#22

مبطلات وضو

#23

آراسته شدن به اخلاقی که شایسته است مسلمان به آن آراسته باشد.

#24

تخلّق به آداب اسلامی

#25

تحذیر از شرک و انواع معاصی

#26

آماده کردن میت و نماز بر او و دفن کردنش

View full lessons Check course learning page
Text Lesson 4/26
You are viewing
04-06درس های مهم برای عموم امت(سورة الزلزلة و العاديات و القارعة)