02درس های مهم برای عموم امت(سوره ی فاتحه)
متن درس:



گزیدههایی از کتاب « تیسیر الکریم الرّحمن فی تفسیر کلام المنّان » از علّامه عبدالرحمن بن ناصر السّعدی رحمه الله.
{ تفسیر سورهی فاتحه }
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ ﴿١﴾ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٢﴾الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ ﴿٣﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٤﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿٥﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿٦﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿٧﴾
به نام خداوند بخشنده ی مهربان ( 1 ) ستایش خداوندی را سزا است که پروردگار جهانیان است ( 2 ) بخشنده ی مهربان است ( 3 ) مالک روز سزا و جزا است (4) تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می طلبیم(5 ) ما را به راه راست راهنمائی فرما (6) راه کسانی که بدانان نعمت داده ای؛ نه راه آنان که بر ایشان خشم گرفته ای، و نه راه گمراهان و سرگشتگان(7)
( 1 ) یعنی: با هر اسمی از اسمهای الله شروع میکنم؛ زیرا لفظ « اسم » مفرد مضاف است و به همین خاطر، همهی اسماء الحسنی را شامل میشود. (الله): اله مورد پرستش قرار گرفته شدهای که مستحق است عبادت فقط و فقط برای او باشد، به خاطر اینکه به صفات ألوهیت که همان صفات کمال است، متصف است. ( الرحمن الرحیم ): دو اسم بوده و دالّ بر این هستند که او تعالی، دارای رحمتی بس وسیع است که هر چیزی را در بر گرفته و هر موجود زندهای را شامل شده، و این رحمت را بر متقین که پیروان انبیاء و رسولانش هستند، واجب گردانده است؛ رحمت مطلق فقط شامل حال این گروه است، و دیگران فقط نصیبی از آن شامل حالشان میشود.
بدان؛ یکی از قواعدی که بین سلف امت و امامان آنها مورد اتفاق است: ایمان به اسمهای الله و صفات او و احکام صفات است. مثلا ایمان دارند به اینکه او بخشایشگر مهربانی است که دارای رحمتی است که به آن موصوف میباشد. بنا بر این، نعمتها فقط یکی از آثار رحمت او هستند و در مورد سایر اسماء نیز این چنین است.
در مورد علیم گفته میشود: او علیم است. دارای علمی است که همه چیز را میداند. قدرتمندی است که بر هر چیزی قدرت دارد.
( 2 ) « الحمدلله »: یعنی: ثنای الله به وسیلهی صفات کمال، و به وسیلهی افعال او که بین فضل و عدل هستند. پس همهی صفات کمال از همهی جوانب، مختص به او هستند.
( رب العالمین ) رب: یعنی پروردگار همهی جهانیان – و جهانیان یعنی هر چیزی غیر از الله – به وسیلهی خلقت آنها، و مهیا کردن وسایل برای آنها، و انعام بر آنها به وسیلهی نعمتهای بزرگی که اگر آنها را از دست دهند، امکان بقا برای آنها مقدور نیست. بنا بر این هر نعمتی که دارند، از او تعالی است.
پرورش مخلوقات توسط الله تعالی، دو نوع است. عام و خاص:
پرورش عام، خلقت آنها و روزی دادن به آنها و راهنمایی آنها به سوی مصالحی است که موجب بقای آنها در دنیا میشود.
پرورش خاص، مختص اولیایش است. آنها را با ایمان پرورش میدهد، و به آنها توفیق ایمان داده و ایمانشان را تکمیل میکند، و عواملی را که باعث فاصله افتادن میان آنها و ایمان میشود، از میان بر میدارد.
حقیقتِ این پرورش این است: توفیق دادن برای هر کار خیر، و در امان داشتن از هر شری. شاید این معنا، همان سرّی باشد که بیشتر دعاهای پیامبران، با لفظ « ربّ » است. زیرا خواستههای آنها، همگی تحت ربوبیّت خاص او وارد میشوند؛ پس اینکه میفرماید: ( رب العالمین )، دال بر واحد بودن او در خلق کردن و تدبیر و نعمت دادن و کمال غنای او و نیاز همه جانبهی عالمیان از همه جهت به اوست.
( 4 ) « مالک یوم الدین »: مالک: کسی است که موصوف به صفت ملک است، و یکی از آثار آن این است که امر و نهی میکند، و پاداش و عقاب میدهد، و در مورد مملوکان خودش هر گونه تصرفی بخواهد، انجام میدهد. در این آیه، ملک را به « یوم الدین » که همان روز قیامت است، که در آن روز مردم جزای کارهای نیک و بد خود را میگیرند، اضافه نموده است؛ زیرا در آن روز، کمال مالکیت او و عدالت و حکمتش و نیز از بین رفتن مالکیت مخلوقات، عیان میگردد، تا جایی که در آن روز، ملوک و رعایا و بردگان و مردمان آزاد، یکسان بوده، همگی به عظمت او جل شأنه اذعان داشته و در مقابل عزت او سر فرود آورده و منتظر مجازات هستند، در حالی که امید ثواب داشته و از عذابش در ترس و هراس هستند. به همین خاطر این روز را به صورت خاص در آیه ذکر نموده است، و الا او هم مالک روز قیامت است و هم مالک دیگر ایام.
( 5 ) فرموده: ( إیاک نعبد و إیاک نستعین )؛ یعنی: عبادت و یاری گرفتن را فقط مخصوص تو میدانیم؛ زیرا مقدم داشتن معمول بر عامل، افادهی حصر میکند و به معنی اثبات آن حکم برای کسی است که در جمله ذکر شده و آن حکم را از غیر او نفی میکند؛ چنین مینماید که میگوید: تو را عبادت میکنیم و غیر از تو را عبادت نمیکنیم، و از تو یاری جسته و از غیر تو یاری نمیجوییم. مقدم داشتن عبادت بر استعانت در آیه، از باب مقدم داشتن عام بر خاص، و از روی اهتمام به تقدیم حق او تعالی بر حق بندهاش است.
عبادت: ( اسمی است جامع برای هر آن چه از اعمال و گفتار ظاهری و باطنی که الله آن را دوست داشته و از آن رضایت دارد )، و استعانت: ( اعتماد بر الله در جلب منافع و دفع ضررهاست، که همراه به اطمینان از حاصل شدن آن است ).
قیام به عبادت الله و استعانت از او، وسیلهی سعادت ابدی و نجات از همهی شرها است. هیچ راهی برای نجات وجود ندارد مگر با چنگ زدن به این دو وسیله. عبادت، زمانی عبادت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم گرفته شده باشد و مقصود از آن، رضایت الله سبحانه و تعالی باشد. عبادت با وجود این دو وصف، عبادت شمرده میشود. ذکر شدن استعانت بعد از عبادت، با اینکه استعانت جزئی از عبادت است، به خاطر احتیاج بنده در همهی عباداتش به استعانت از الله تعالی است. زیرا اگر الله تعالی او را یاری نکند، نمیتواند اوامر و نواهی الله را به جای آورد. سپس او تعالی میفرماید:
( 6 ) ( إهدنا الصراط المستقیم )؛ یعنی: ما را به راه راست ارشاد و راهنمایی کن و توفیق پیمودن آن را به ما عطا فرما. راه راست، راهی است واضح و آشکار که نتیجهاش رسیدن به الله و بهشت اوست. راه راست، شناختن حق و عمل به آن است. پس، ما را به این راه هدایت کن، و در این راه نیز ما را هدایت کن. هدایت به سوی راه، ملازمت با دین اسلام و ترک دیگر ادیان است، و هدایت در راه، شامل هدایت به همهی تفاصیل علمی و عملی دین است؛ بنا بر این، این دعا از جامعترین دعاها و سودمندترین آنها برای بنده است؛ به همین خاطر بر انسان واجب است که در هر رکعتی از نمازهایش به خاطر ضرورتی که به آن نیاز دارد، این دعا را بخواند؛ این راهِ راست، این است:
( 7 ) (صراط الذین أنعمت علیهم): راه کسانی از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان که به آنها نعمت دادهای، ( غیر ) از راه ( المغضوب علیهم ) : کسانی که بر آنها خشم گرفتهای؛ زیرا حق را شناخته ولی آن را ترک نمودند، همانند یهود و امثال آنها، و غیر از راه ( الضالین ) : گمراهان، که حق را از روی جهل و گمراهی ترک کردند، همانند نصاری و امثال آنها.
این سوره با اینکه مختصر است، اما حاوی مسائلی است که هیچ سورهی دیگری در قرآن حاوی آن نیست. این سوره متضمن انواع سه گانهی توحید است: توحید ربوبیت از این فرمودهی الله فهمیده میشود: ( رب العالمین )، و توحید الوهیت – یعنی واحد دانستن الله در عبادت – از لفظ ( الله ) و نیز از این فرمودهی او ( إیاک نعبد و إیاک نستعین ) گرفته میشود. توحید اسماء و صفات یعنی اثبات صفات کمال برای الله که الله تعالی آنها را برای خودش اثبات نموده و هم چنین رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز برای الله اثبات فرموده است، بدون اینکه این صفات تعطیل یا تمثیل و یا تشبیه شوند، است، و بر این توحید، چنان که قبلا ذکر شد، لفظ ( الحمد ) دلالت میدهد. همچنین این سوره متضمن اثبات نبوت است. آنجا که میفرماید: ( إهدنا الصراط المستقیم )؛ زیرا هدایت به راه راست، بدون وجود رسالت، ممکن نیست. نیز اثبات جزا برای اعمال است. آنجا که میفرماید: ( ملک یوم الدین )، و اینکه جزا به وسیلهی عدل است؛ زیرا معنای دین: جزا دادن به وسیلهی عدالت است.
همچنین متضمن اثبات قَدَر است و اینکه بنده فاعل حقیقی است، که این بر خلاف اعتقاد قَدَریها و جَبریها است.بلکه این سوره متضمن رد بر همهی اهل بدعت و گمراهی است. آنجا که میفرماید: ( إهدنا الصراط المستقیم )؛ زیرا راه راست، شناخت حق و عمل به آن است، و هر مبتدع و گمراهی مخالف این است. و متضمن اخلاص دین برای الله تعالی از لحاظ عبادت و استعانت است. آنجا که میفرماید: ( إیاک نعبد و إیاک نستعین ). الحمدلله رب العالمین.
۞۞۞