07-09درس های مهم برای عموم امت(سورة التكاثر و العصر و الهمزة)
{ تفسیر سوره ی تکاثر، و این سوره، مکّی است }
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿١﴾ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿٢﴾ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣﴾ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿٥﴾ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿٧﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ﴿٨﴾
بسم الله الرحمن الرحيم
مسابقه ی افزون طلبی و نازش (به مال و منال و خدم و حشم و ثروت و قدرت) شما را به خود مشغول و سرگرم می دارد. (۱) تا بدان گاه که (می میرید و) به گورستانها می روید (و کار از کار می گذرد). (۲) هان بس کنید! (بعد از مرگ) خواهید دانست. (۳) باز هم (می گویم:) هان بس کنید! خواهید دانست (که چگونه خود را بدبخت کرده اید). (۴) هان بس کنید! اگر آگاهی قطعی و یقینی داشته باشید. (۵) شما قطعاً دوزخ را خواهید دید. (۶) باز هم (می گویم:) شما آشکارا و عیان، خود دوزخ را خواهید دید. (۷) سپس در آن روز از ناز و نعمت بازخواست خواهید شد. (۸)
( 1 ) او تعالی در حالی که بندگانش را به خاطر غفلت از چیزی که به خاطر آن خلق شدهاند که همان عبادت او سبحانه و تعالی و شناخت و بازگشت به سوی او و مقدم داشتن محبت او بر هر چیزی است، توبیخ میکند، میگوید: ( ألهاکم : شما را به غفلت برد ) از آن چیزی که ذکر شد، ( التکاثر : زیاده خواهی )، و چیز خاصی را که زیاده خواهی در موردش صورت میگیرد را ذکر نفرمود؛ برای اینکه هر چیزی را شامل شود که زیاده خواهان آن را میخواهند و افتخار کنندگان، به آن افتخار میکنند که شامل زیاده خواهی در اموال و اولاد و یاران و لشکریان و خادمان و مقام و غیره است که منظور از آن، چشم و هم چشمی است و رضایت الله در آن منظور نمیشود.
( 2 ) این غفلت و بی اعتنایی و مشغولیتتان تا آنجا ادامه مییابد که ( حتی زرتم المقابر : تا زمانی که به قبر وارد شوید )، آن موقع پرده از مقابل چشمانتان برداشته میشود، اما این بعد از آن است که بازگشتی در کار نخواهد بود. ( حتی زرتم المقابر ) دال بر این است که برزخ، دنیایی است که مقصود از آن رسیدن به دنیای آخرت است؛ زیرا الله آنها را زائر نامیده و به آنها نگفته است: مقیم، که دال بر این است که بعث و جزای اعمال، در دنیایی جاویدان است که فنا پذیر نیست.
( 3 ــ 6 ) ( به همین خاطر آنها را وعید میدهد و میگوید: ( کلا سوف تعلمون، ثم کلا سوف تعلمون، کلا لو تعلمون علم الیقین )، یعنی: اگر با علمی که به قلب میرسد، بدانید چه چیزی در انتظار شماست، زیاده خواهی، شما را به غفلت نمیبرد، و به انجام اعمال نیکو مبادرت میورزیدید. اما عدم وجود علم حقیقی باعث شده است که شما چنین شوید که هستید، ( لترونّ الجحیم )، یعنی: یقینا قیامت را خواهید دید، و در آن موقع، یقینا آتشی را که الله برای کافران مهیا کرده است، مشاهده خواهید نمود.
( 7 ) ( ثمّ لترونّها عین الیقین )، یعنی: با چشم آن را خواهید دید؛ چنان که او تعالی میفرماید: ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا : و گناهکاران آتش دوزخ را می بینند و می دانند که ایشان بدان می افتند ولیکن محلّی نمی یابند که به آن روی آورند ).
( 8 ) ( ثمّ لتسئلنّ یومئذ عن النعیم : سپس در آن روز، از نعمتها مورد بازخواست قرار میگیرید )، نعمتهایی که در دنیا در آن بودید؛ آیا شکر آن را به جای آوردید؟ حق الله را در مورد آن ادا نمودید؟ و از آن نعمتها برای نافرمانی الله استفاده نکردید، که در این صورت نعمتهایی بالاتر و برتر از آنها را به شما دهد؟ یا اینکه با آن نعمتها فریفته شدید و شکر آن را به جای نیاوردید، بلکه از آن برای نافرمایی الله استفاده کردید؛ که به این خاطر، شما را مورد عقوبت قرار دهد؟ او تعالی میفرماید: ( وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ : روزی که کافران به آتش دوزخ نزدیک گردانده می شوند و به آن عرضه می گردند. (در این وقت بدیشان گفته می شود:) شما لذائذ و خوشیهای خود را در زندگی دنیای خویش برده اید و کام برگرفته اید. امروز شما به سبب استکباری که به ناحق در زمین می کردید، و به علّت گناهان و تمرّدی که می ورزیدید، با عذاب خوارکننده و ذلّت باری جزا داده می شوید ).
۞۞۞
{ تفسیر سوره ی عصر، و این سوره، مکّی است }
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾
بسم الله الرحمن الرحيم
سوگند به زمان (۱) انسانها همه زیانمندند. (۲) مگر کسانی که ایمان می آورند، و کارهای شایسته و بایسته می کنند، و همدیگر را به تمسّک به حق (در عقیده و قول و عمل) سفارش می کنند، و یکدیگر را به شکیبائی (در تحمّل سختیها و دشواریها و دردها و رنجهائی) توصیه می نمایند (که موجب رضای خدا می گردد). (۳)
( 1 ــ 3 ) الله تعالی به زمان که همان شب و روز است، و اعمال بندگان در آنها انجام میگیرد، قسم میخورد؛ هر انسانی در خسارت قرار دارد. خسارت، متضاد نفع است، و دارای مراتب متعدد و متفاوتی است: ممکن است خسارت مطلق باشد: مانند کسی که دنیا و آخرت را باخته و نعمتها را از دست داده و مستحق جهنم شده است، و ممکن است از بعضی جوانب در زیان بوده و در بعضی جوانب در زیان نباشد. به همین خاطر الله، هر انسانی را به صورت عمومی در زیان و خسارت معرف کرده است، به جز کسی که به چهار صفت، آراسته باشد:
اول: ایمان به هر آنچه که الله دستور به ایمان آوردن به آن داده است، و ایمان بدون علم، ممکن نیست؛ بنا بر این، ایمان فرعی از علم است و بدون آن، کامل نمیشود.
دوم: عمل صالح، که این شامل همهی اعمال خیر ظاهری و باطنی میشود که متعلق به حقوق الله و حقوق بندگان است که این حقوق، واجب یا مستحب هستند.
سوم: توصیه به حق که همان ایمان و عمل صالح است؛ یعنی: یکدیگر را به ایمان و عمل صالح توصیه کرده و به آن تشویق و ترغیب میکنند.
چهارم: توصیه به صبر بر طاعت الله، و صبر از معصیت الله، و صبر بر قضا و قدر الله.
بنده به وسیلهی دو صفت اول، خود را کامل کرده، و با دو صفت آخر، دیگران را تکمیل میکند، و با تکمیل هر چهار صفت، بنده از زیان و خسران در امان مانده و سود بزرگی را عاید میکند.
۞۞۞
{ تفسیره سوره ی همزه، و این سوره، مکّی است }
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ
وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ﴿١﴾ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿٢﴾ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ﴿٣﴾ كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ﴿٤﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ ﴿٥﴾ نَارُ اللَّـهِ الْمُوقَدَةُ ﴿٦﴾ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ﴿٧﴾ إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ ﴿٨﴾ فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ ﴿٩﴾
بسم الله الرحمن الرحيم
وای به حال هر که عیبجو و طعنه زن باشد! (۱) همان کسی که دارائی فراوانی را گرد می آورد و آن را بارها و بارها می شمارد. (۲) آخر گمان می برد که دارائیش بدو جاودانگی می بخشد! (۳) هرگزا هرگز! او بدون شکّ به خُرد کننده و درهم شکننده پرت می گردد و فرو انداخته می شود. (۴) تو چه می دانی خُردکننده و درهم شکننده چیست؟ (۵) آتش برافروخته ی الله است! (۶) آتشی که بر دلها مسلّط و چیره می شود. (۷) آن آتشی ایشان را در بر می گیرد که سرپوشیده و دربسته است. (۸) در حالی که آنان در ستونهای درازی بسته می شوند. (۹)
( 1 ) ( ویل )، یعنی: وعید و پایان بد و عذاب شدید، ( لکلّ همزة لمزة ) یعنی: برای هر کسی که با کارهایش از مردم عیب جویی کرده و با گفتارش، به آنها طعنه زند؛ همّاز: کسی است که بر مردم عیب جویی کرده و با اشاره و عمل، به آنها طعنه میزند، و لمّاز: کسی است که با گفتارش، بر آنها خرده میگیرد و از آنها عیب جویی میکند.
( 2 ) از صفات این شخص عیب جوی طعنه زن این است که هیچ نگرانی جز جمع آوری مال و شمارش آن و خوشحالی از داشتن آن ندارد، و هیچ رغبتی به انفاق این مال در راه خیر و صلهی رحم و امثال آن، ندارد.
( 3 ) ( یحسب : گمان میکند ) با جهل خود، ( أنّ ماله أخلده : که مالش همیشه میماند )، در دنیا، به همین خاطر همهی تلاش و کوشش او این است که مالش را که تصور میکند عمرش را زیاد میکند، زیاد کند، و نمیداند که بخل، عمر را کاهش داده و همه چیز را خراب میکند، و نیکی، عمر را ازدیاد میبخشد.
( 4 ــ 7 ) ( کلّا لینبذّنّ ): یعنی: انداخته میشود، ( فی الحطمة، و مآ أدراک ما : در خرد کنند و درهم شکننده، و نمی دانی ): این برای بزرگ دانستن شأن این درهم شکننده است. سپس با گفتن: ( نار الله الموقدة : آتش بر افروختهی الله )، که هیزم آن، انسانها و سنگ هستند، آن را تفسیر میکند، ( التی تطّلع علی الأفئدة ) که از شدت گرمایش، از جسمها به قلبها نفوذ میکند.
( 8 ) و با این حرارت بسیار بالا، آنها در آن محبوس هستند و از خارج شدن از آن هم نا امیدند. به همین خاطر میفرماید: ( إنّها علیهم مؤصدة )، یعنی: بر آنها بسته شده است، ( فی عمد )، از پشت درهای ( ممدّدة )، که از آن خارج نشوند؛ ( كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا : هر زمان که بخواهند از آن بدر آیند، ایشان بدانجا بازگردانده می شوند ). از آن به الله پناه میبریم، و از او عفو و عافیت خواهانیم.
۞۞۞